غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

614

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مگر آمد خبر تعزيت مير كبير * آنكه در جنگ بود گور بچنگش چو پلنگ شهملك مير جوان بخت جهان‌بخش كه بود * پيش جودش گهر و لعل چو بيجاده و سنك رحمة اللّه عليه آمده تاريخ وفات * باد در روضه مصاحب همه با شاهدوشنگ مدفن امير شاه ملك مشهد مقدسه است و در جوار مزار فايض الانوار امام بزرگوار ابو الحسن على ابن موسى الرضا سلام اللّه عليهما و همدرين سال پادشاه گيلان و سلطان تختگاه جود و احسان امير سيد رضى الدين سيد رضا كيا كه مدت العمر دست عطا بخشش بلس سيم و زر آلوده نشده بود و روز نوروز از عالم محنت‌اندوز انتقال فرمود و در شانزدهم محرم الحرام سنه ثلثين و ثمانمائه شاهزاده وافر تهور ميرزا سيورغتمش بهادر در كابل بجهان جاودان انتقال فرمود و در غرهء صفر اين خبر محنت اثر بهراة رسيده خاقان سعيد در مصيبت قرة العين سلطنت محزون شد و لوازم تعزيت بجاى آورده تمامت مملكت را كه سيورغال شاهزاده مرحوم بود بخلف صدق او ميرزا سلطان مسعود عنايت فرمود ع بقا بقاء خدايست و ملك ملك خدا . ذكر توجه ميرزا الغ بيك گوركان بجانب سغناق و انهزام يافتن از دست‌برد لشگر قيامت اثر براق براق اوغلان كه از نباير اروس خان بود در سنهء 823 از دشت قبچاق بسمرقند شتافته التجا بجانب الغ بيكى نمود و شاهزاده او را منظور نظر تربيت و رعايت گردانيد با اسباب سلطنت و شهريارى بجانب دشت بازفرستاد و براق بيمن عاطفت آن جناب بر محمد خان كه پادشاه اوزبكان بود غلبه كرده قدم بر مسند سلطنت نهاد و در اوائل سنهء ثلثين و ثمانمائه بحدود سغناق درآمده قاصدى نزد ميرزا الغ بيك ارسال نمود و پيغام فرمود كه در اين ايام كه بهمت خدام عاليمقام از ضبط الوس جوجى خان فراغت يافتم بعنايت بسى غايت شهريارى مستهظر بوده به اين حدود شتافتم جناب الغ بيكى چون شنيده بود كه براق اوغلان ميگفته كه علف‌خوار سغناق شرعا و عرفا تعلق به من ميدارد ايلچى او را موافق مدعا جواب نداد و مقارن آنحال ارسلان خواجه ترخان كه حاكم آن سرحد بود عرضه داشت نمود كه نوكران براق در اين ولايت خرابى بسيار ميكنند و خود را صاحب اختيار مطلق تصور كرده لاف سلطنت ميزنند بنابر آن ميرزا الغ بيك گوركان يراق جنگ براق فرموده جهة استجازه قاصدى بدار السلطنه هراة فرستاد حضرت خاقانى از نزاع و خصومت كه موجب ويرانيست منع نمود اما لشگرى مقرر فرمود كه در ظل رايت ميرزا محمد جوكى متوجه ماوراء النهر كردند و شاهزاده در هفدهم ربيع الاخر از هراة متوجه سمرقند گشت و قبل از وصول او ميرزا الغ بيك به طرف سغناق نهضت كرد و ميرزا محمد جوكى از سرعت آن عزيمت